Showing posts with label اعتصاب freedom. Show all posts
Showing posts with label اعتصاب freedom. Show all posts

Monday, July 25, 2016

دست نوشته ای از ارژنگ داودی



باز هم مشتی نمونه خروار
هم میهنان، آزادیخواهان جهان،مجامع بین المللی حقوق بشر

به استحضار میرسانم که از سال ۸۱ تا کنون ۱۱ فقره قرار جعلی توسط عمال امنیتی سپاه و وزارت اطلاعات رژیم فقیه بر علیه اینجانب ساخته و پرداخته شده که به جز قرار ردیف دوم، همگی آنها به صدور احکام ظالمانه منتهی شده است. پرونده مربوط به قرار ردیف دوم به شماره ۱۷۶/۸۵/۸۵ پس از ماهها تأخیر و تعویق از سوی بازپرس کج اندیش شعبه ۲ ویژه امنیت دادسرای انقلاب تهران بنام نمازی، مآلاِ در زمستان سال ۸۶ تحت شماره ۸۶/۸۳/۸۹/ ط د به شعبه ۱۵ بیدادگاه انقلاب به سرکردگی صلواتی ارجاع گردید، ولی متأسفانه پس از گذشته ده سال هنوز بلاتکلیف مانده است؟!
عنوان اتهامی این قرار بر اساس آنچه در کیفرخواست آمده، ”اقدام علیه امنیت از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت خارجی کشور” اعلام شده درحالی که در زمان تشکیل این پرونده در زندان مرکزی بندر عباس در حالت تبعید و در شرایطی بسیار ناگوار و فاقد هرگونه امکان ارتباطی بسر می بردم.
برای رسیدگی به این پرونده، که قبل از ارجاع به شعبه ۱۵ با انتقال من به سلول انفرادی در بند امنیتی ۲ الف مستقر در زندان اوین و در طول ۱۰۸ روز بازجویی های شبانه روزی توسط شکنجه گران سپاه تکمیل شده بود در یک پروسه بیست ماهه، چهار نوبت وقت رسیدگی تعیین شد ولی هر بار علیرغم اعزام اینجانب از زندان و نیز علیرغم حضور به موقع وکیل مربوطه جناب اقای محمد علی دادخواه به بهانه های واهی، رسیدگی های قضایی به عهده تعویق افتاد و با شروع اعتراضات مردمی پس از انتخابات فرمایشی سال ۸۸ کاملا مسکوت ماند تا اینکه در اواسط سال ۸۹ در اولین جلسه رسیدگی، وکیل نامبرده در جریان محاکمه توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت؟! پس از این جلسه ناتمام و در نتیجه صدور 
بلاتوجیه قرار عدم صلاحیت، پس از چهار سال کش و قوس های بیهوده، رسیدگی به پرونده عملا متوقف شد.

سقوط انسانیت به معنی واقعی و کامل آن


بعدازظهر جمعه رسول درد شدیدی داشت بر اثر ضعف جسمانی نمیتوانست کاملا روی پا بایستد برای همین زیر بغل او را گرفتم و به بهداری منتقل کردم البته مامور بدرقه زندان (کریمی) با ما بود وقتی به او اطلاع دادم که رسول حالش خوب نیست با دو جا تماس گرفت ظاهرا میخواستند او را طوری به بهداری انتقال دهند که در هیچ یک از صورت وضعیت های اعزام در نگهبانی و بهداری نامی از اعتصاب غذا برده نشود. در برگه اعزام نگهبانی نوشته شده بود مددجو رسول حردانی فرزند… حجت اعزام به درمانگاه… و در برگه اظهارات بهداری فقط نوشته شده بود مددجو رسول حردانی ممانعت از سرم تراپی… اما از اینکه اعتصاب غذاست چیزی نوشته نشده بود رسول میخواست اعتراض کند گفتم چیزی نگو تا ببینم اون شتر سواری دولا دولا تا کجا ادامه دارد سپس دکتر بخش که لباس سبز رنگ با آستین کوتاه بدون دکمه به تن داشت با نام کاظمی بسیار غیرحرفه ای و غیر انسانی بدون اینکه دستگاه فشار را به صورت کاملا اصولی روی دست رسول بگذارد فشار را گرفت و گفت ۱۱ روی ۷ من هم وانمود کردم چیزی از این دم و دستگاه اطلاع ندارم، گفتم چگونه است آقای دکتر خوب است یا بد؟ گفت خیلی عالی است!!
گفتم آقای دکتر ایشون ۲۱روز است که غذا نخورده است و فقط چای خفیف با یک حبه قند میخورد آن هم برای اینکه مغز و کله اش از کار نیفتد الان هم کلیه درد دارد اما مسکن به او میزنی؟